به گزارش مفدا، لحظات سخت انتظار رو به پایان است. انتظاری شیرین در آستانه دو رویای شورانگیز که یک جا تعبیر خواهد شد.
جوانانی مؤمن و نورانی که در آستانه پیوند الهی و آسمانی خود قرار دارند. میثاقی که همه فرداهای آنان را به هم پیوند خواهد زد. گرهی که دو سرنوشت را به هم در میآمیزد. در یک سو جمعی از عروسهای جوان لبریز از عاطفه و احساس و پر از ناز و حیا و چشم به جاده زندگی با آرزوهای رنگارنگ، در یک سو دامادهای جوان مصمم و پرامید و غرق عشق و شیدایی، چشم به هدفهای دور و دغدغهمند.
همه منتظر و چشم به راه آمدن «او» هستند. «او» که با سرانگشت کلام آسمانی خود دلهای این دلبران را برای همیشه به هم پیوند خواهد زد.
چه میثاق پرفروغی! انجام فرمان الهی و تماشای یکی از زیباترین نشانههای خالق زیباییها، هماهنگ با سنت نبوی و شیوه علوی.
دلهایی لبریز از مودت خاندان پیامبر علیهمالسلام که در روزهایی میمون و مبارک، برای فلاح و خوشبختی با یکدیگر پیمان میبندند. دو پرستو که بال در بال هم پروازی را تا آشیان قدس و بهشت رضوان آغاز میکنند. همچنان که در شریعت مصطفوی، بنای «ازدواج» بر آسان گرفتن است، در عقد نیز تکلفی وجود ندارد. عروس و داماد هم میتوانند با رعایت شرایط، خطبه عقد را بخوانند؛ اما همه معتقدند که برای تحکیم پیوند و افزایش برکت و شگون زندگی چه خوب است این مرحله را به کسی بسپارند که هم عارف به آداب شریعت باشد و هم صاحب جانی پاک و نفسی مقدس تا میمنت وجود او، چراغ عشقشان را روشنتر و حلاوت حضور «او» صحنه زندگیشان را شیرینتر نماید.
و چه سعادتی! اگر مؤسس این بنیان، ولی فقیه زمان، محبوب دلهای مؤمنان و نایب امام عصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف باشد.
شخص باصفایی جلوی جماعت قرار میگیرد. همهی عقدنامهها همراه با یک دفتر همراه اوست. یک به یک نام همهی عروسها و دامادها را میخواند و تذکرات لازم را میدهد. وجه مشترک همه عقدنامهها در میزان مهریه است. ۱۴ سکه فقط و البته برخی به همراه آن سفر به خانه خدا و عتبات عالیات و یا هدیهای معنوی را نیز مطابق سلیقه و توافق آوردهاند. این شرط حضور در چنین مجلسی است. او به تذکرات خود ادامه میدهد. آقا وکیل عقد از سوی عروس خانمها هستند و جناب آقای محمدی گلپایگانی از دامادها وکالت خواهند گرفت. عروسها از این موهبت الهی احساس کرامت و سرافرازی میکنند و زیر چشم به دامادها فخر میفروشند. دامادها اندکی دلخور میشوند ولی بعد با توجه به اینکه اصل قضیه همان «انکحت» است که «آقا» میگوید، خودشان را آرام میکنند. به هر حال معلوم میشود از همین اول باید هوای خانم را داشت! همه چیز مهیاست...!
و لحظاتی بعد... پرده کنار زده میشود و سیمای پرنور نایب مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف ـ با هالهای زهرایی و لبخندی آسمانی بر جمع طلوع میکند. سرود جاودانی صلوات بر لبها و جاری اشک شوق در چشمها، حکایت دلهای شیدایی است که شاکرانه لحظههای شیرین وصال را جشن گرفتهاند. «آقا» با چشمان مهربانشان همهی جمع را سیر میکنند و به حاضران خوش آمد میگویند. مطابق با شیوه این محافل، ابتدا رهبر حکیم، در جملاتی کوتاه و نغز، پدرانه و مشفقانه گوهرهایی پرارج از حکمتهای ناب و درسهای زندگی را به رهروان جاده خوشبختی هدیه میدهند.
و من، سرخوش از جامهای حکمت و شادکام از توفیق حضور در این محفل عرشی با خود میگویم، کاش همهی عروسها و دامادهای سرزمین ایمان، که فرزندان معنوی این پدر مهربان و حکیماند، در آغاز راه زندگی، از این حکمتها بهره میبردند و برای سفر طولانی و پرمخاطره خود از این خوان کرم توشهای بر میگرفتند.
بعد از بیان نکتهها، محبوب دلها از یک یک عروس خانمها وکالت میگیرند. اینجا دیگر کسی برای «بله» گفتن ناز نمیکند. بعد از چند نفر، آقا نام عروس دیگری را میخوانند و با ذکر مهریه و یادآوری شروط، از او وکالت میخواهند... برخلاف رویه، دختر سکوت میکند. جمع در حیرتی سنگین فرو میرود. دختر در حالی که بغض گلویش را میفشارد لب باز میکند:«آقا جون شرط داره». تعجب حاضران بیشتر میشود. «چه شرطی دخترم؟» به شرط اینکه شما، من و پدرم را در روز قیامت شفاعت کنید. کسی از کنار جلسه ادامه میدهد: «آقا! ایشان دختر سردار رشید سپاه اسلام شهید... هستند.»
جمع منقلب میشود. آقا متواضعانه میفرمایند: «دخترم پدر عزیز شهید شماست که باید از همه ما شفاعت کند. مجلس با یاد لالههای زهرایی حال و هوای دیگری میگیرد. بهتر از همیشه میتوان حضور آن عرشیان را احساس کرد. اکنون آقای محمدی هم از دامادها وکالت گرفتهاند و همه چیز برای اجرای عقد آماده است.
بسم الله و بالله وعلی سنه رسول الله وعلی منهاج امیر المؤمنین
نویسنده: حجتالاسلام و المسلمین محمدجواد حاج علیاکبری، ناشر: انتشارات انقلاب اسلامی، تاریخ چاپ: ۱۳۹۲، تعداد صفحه: ۲۲۴

ارسال نظر